خرید بک لینک
دو روز پیش بعد از مدت ها برای بار دوم دیدمش و عجیب حالِ خوبی بود واسمون..

انقدر دوسش دارم که دلم نمیخاد حرف بزنم و دوست دارم نگاهش کنم!

وای از چشماش... واسه من قشنگترین چشما رو داره... چشماش انگار با آدم حرف میزنه..

.

.

.

ولی خوب تموم نشد.

همیشه همینه... چندوقت یه بار دلش میخاد بره تو لاکِ خودش.. فکر کنه.. برنامه ریزی کنه واسه آیندش.. تنها باشه.. تنهای تنها.

دیروز گفت: " ببخشید حالم خوب نیست و ممکنه چند روزی نباشم"

حالِ خوشم خراب شد. تازه داشتم برمیگشتم به قبل و خوشحال بودم. ولی زود تموم شد.

ولی هنوزم امید دارم.. به روزایی که با هم باشیم برای همیشه.. هیچ وقت تاحالا نسبت به کسی این حس رو نداشتم که فکر کنم میتونیم تا آخر عمر با هم باشیم.

بیشتر از ۲۴ ساعت گذشته و هنوز خبری ازش نیست و دلم آشوبه..

میخام زودتر این روزامون تموم شه!!

شدیدا دلتنگم و مشغول رویاپردازی ام واسه تابستون.

من میدونم...بهترین تابستونمون توو راهه.

نوشته شده توسط sahel در ساعت 12:10 AM | لینک |

برچسب: کاش,عشقمون,نشه,هیچوقت, نویسنده: آرمان حسینیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 9:01

صفحه بندی