کاش این "کاش" ها تموم شن.. - تاریخ: 1397/5/2 ساعت: 11:50
هیچ جایی ننوشتم این روزهام چطور گذشت و داره میگذره.. کاش فراموش کنم همه چیز رو! حتی خاطرات خوش این دوران رو.
-سهم عاشقی- - تاریخ: 1397/5/2 ساعت: 11:50
سهم من از عاشقی، تنهاییه!هرروز تنهایی - هرشب تنهایی هیچ کس نیست و تنهام. :(
تنهایی - تاریخ: 1397/5/2 ساعت: 11:50
تنهایی باعث میشه تصمیم های اشتباه بگیریم و به هر کسی روو بندازیم. هر کسی.....
جهنم. - تاریخ: 1396/8/30 ساعت: 12:53
[unable to retrieve full-text content]آسمون بالای سرمون یکیه.. زمین زیر پام&
بی خوابی.. - تاریخ: 1396/8/30 ساعت: 12:53
شبا نمیتونم بخوابم.. بیدار میمونم و از اینور به اونور میشم تا بلکه یکم ذهنم آروم شه.. ولی نمیشه! هیچ کاری از دستم برنمیاد.. جز اینکه توو این حال خراب حس و حالم رو بنویسم! نصفه شب شروع میکنم به نوشتن و صبح ها بعد از یه چرت یکی دو ساعته بیدار میشم و نو
Don't believe in love anymore.. - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 9:01
تقریبن ۴ ماهه که هیچی اینجا ننوشتم.. خیلی همه چیز عوض شد. از پاک بودن عشق و دوست داشتن ناامید شدم.. بهم خیانت کرد و رفت با یه نفر دیگه. ولی اینو هم میدونم که وقتی خیانت پیش میاد دو طرف مقصرن!! نوشته شدهxa0توسطxa0sahelxa0درxa0ساعتxa08:9 PMxa0|xa0لینکxa0 |xa0
کاش عشقمون کم نشه هیچوقت.. - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 9:01
دو روز پیش بعد از مدت ها برای بار دوم دیدمش و عجیب حالِ خوبی بود واسمون.. انقدر دوسش دارم که دلم نمیخاد حرف بزنم و دوست دارم نگاهش کنم!xa0 وای از چشماش... واسه من قشنگترین چشما رو داره... چشماش انگار با آدم حرف میزنه..xa0 . . . ولی خوب تموم نشد. همیشه همینه... چندوقت یه بار دلش میخاد بره تو لاکِ خود...
پ ر ی ش ا ن م - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 9:01
کاش انقدر نا امید نباشم.. کاش انقدر حس نا امنی نکنم.. کاش انقدر حالم بد نبود.. کاش xa0یکی بود که میشد بهش اطمینان کرد.. کاش یکی بود که میشد توو بغلش گریه کرد.. کاش زندگیشون اینجوری نمیشد.. کاش میشد یه کاری کرد واسشون.. ...... بدترین حال دنیاست وقتی میدونی هیچ پرایوسی دیگه نداری! کاش این روزا زودتر ب...
مرگ. - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 9:01
زخمهایی تو زندگیمون هست که بعضی وقتها احساس خفگی میکنیم، چون نمیخوایم با کسی حرفی بزنیم و فکر میکنیم کسی حرف دلمون رو نمیفهمه!منم یکی از آدمایی هستم که یه زخمهایی تو زندگیم هست که بعضی وقتها زیادی واسه خودم بزرگشون میکنم و فکر میکنم کسی نمیتونه درکم کنه. واسه همین تصمیم گرفتم اینجا دلنوشته هامو بنوی...
"تو" - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 9:01
زخمهایی تو زندگیمون هست که بعضی وقتها احساس خفگی میکنیم، چون نمیخوایم با کسی حرفی بزنیم و فکر میکنیم کسی حرف دلمون رو نمیفهمه!منم یکی از آدمایی هستم که یه زخمهایی تو زندگیم هست که بعضی وقتها زیادی واسه خودم بزرگشون میکنم و فکر میکنم کسی نمیتونه درکم کنه. واسه همین تصمیم گرفتم اینجا دلنوشته هامو بنوی...
روزای قشنگ داره میـــاد - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 23:53
داریم نزدیک میشیم به روزایِ قشنگ با هم بودنمون.. xa0
روزای قشنگِ دوری... - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 23:53
این روزامون قشنگ میگذره...حتی از دور هم داریم از لحظه هامون لذت میبریم. خدایا شکرت
نگران و دل آشوبم باز.. - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 23:52
خدایا کمکم کن.. خیلی استرس دارم واسه درس و مدرسه.. میدونم همه چیز خوب پیش میره، ولی نگران و دل آشوبم..
از ناب ترینِ لحظه ها.. - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 23:52
از بهترین لحظه هاست وقتی که میتونی بدون هیچ ترس و خجالتی بهش بگی که دوسش داری..
روزشماری واسه دیدن هم.. - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 23:52
اومدم پیش "ی" از وضعیتم میگم واسش.. انقدر بهم استرس داده که نمیدونم چه کنم..xa0 روزهای سختی در پیش داریم و من نگرانم.. خدایا بازم باهامون باش لطفنxa0 دارم روزشماری میکنم واسه دیدنشxa0
استرس..استرس.. - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 23:52
واای خیلی استرس درسام رو دارم..
میخوام قوی ترین ساحل بشم.. - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 23:52
همه برنامه ریزی هامون بهم خورد... الان ما موندیم و کلی برنامه و آرزو. انگار همه چیز مثل پارسال میخواد تکرار شه... دلم میخواد واسه یک بار هم که شدم خودم تصمیم بگیرم و هر ریسکی رو بپذیرم. آره...من آماده ام تا ریسک زیادی بکنم. شجاعت میخواد، میخوام قوی ترین ساحل بشم و محکم سر تصمیمم بمونم. خدایا کمکم کن...
:( - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 23:52
خسته ام..
ارزش دوستی! - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 23:52
من به خاطر کسی که خیلی دوستش داشتم، قدیمی ترین و صمیمی ترین دوستم رو از دست دادم... و نمیدونم الان باید چه حالی داشته باشم!! شاید ارزش بعضی از دوستی ها زیاد نیست, که انقدر راحت از بین میره...
Don't believe in love anymore.. - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 23:52
تقریبن ۴ ماهه که هیچی اینجا ننوشتم.. خیلی همه چیز عوض شد. از پاک بودن عشق و دوست داشتن ناامید شدم.. بهم خیانت کرد و رفت با یه نفر دیگه. ولی اینو هم میدونم که وقتی خیانت پیش میاد دو طرف مقصرن!! xa0